close
تبلیغات در اینترنت
نگاه شیطانی

وب سایت مداحان کشور

Music v:12 Music v:12 Music v:12 Music v:12

نگاه شیطانی

موضوع :

با بازي چشمانش و لبخند مرموزي که بر چهره داشت دلم را لرزاند. سرم را پايين انداختم و مي خواستم خيلي سريع از آن جا عبور کنم اما شيطان لعنتي يک لحظه توي جلدم رفت و دوباره به چشمانش نگاه کردم و ...با بازي چشمانش و لبخند مرموزي که بر چهره داشت دلم را لرزاند. سرم را پايين انداختم و مي خواستم خيلي سريع از آن جا عبور کنم اما شيطان لعنتي يک لحظه توي جلدم رفت و دوباره به چشمانش نگاه کردم و ...!نمي دانم با چه رويي به روستا برگردم و به همسر و خانواده ام بگويم چه غلطي کرده ام؟«غضنفر» مرد ۳۵ ساله اي است که براي پي گيري شکايت خود به پليس آگاهي خراسان رضوي مراجعه کرده است او که خيلي ساده حرف مي زد اظهار داشت:اهل يکي از روستاهاي دورافتاده هستم و يک عمر با کارگري بر روي زمين هاي کشاورزي و چوپاني خون دل خورده ام تا زندگي آبرومندانه اي داشته باشم. دو ماه قبل يکي از اقوام که در مشهد زندگي مي کند و براي عيدديدني به روستا آمده بود پيشنهاد داد اگر مايل باشي مي توانم برايت کاري در قسمت خدمات يکي از کارخانجات شهر دست وپا کنم! با شنيدن اين حرف هوايي شدم و تصميم گرفتم به شهر بيايم اما همسرم ناراضي بود و مي گفت: به همين لقمه نان حلال قانع باش و خدا را شکر کن، ما بدون سرمايه در شهري بزرگ چه خاکي به سرمان بريزيم و.... ! اما گوش من بدهکار اين حرف ها نبود و با عصبانيت به او گفتم: براي مدتي به شهر مي روم و کار مي کنم تا آن موقع مدرسه بچه ها هم تعطيل مي شود. اگر شرايط جفت وجور شد مي آيم و شما را هم با خودم مي برم و اگر به بن بست خوردم برمي گردم و به همين زندگي فقيرانه خود ادامه مي دهيم.غضنفر افزود: با فروش گوسفندانم مبلغ ۳ ميليون تومان وجه نقد جور کردم تا خانه اي در حاشيه شهر براي خودم رهن کنم ، به اين ترتيب راهي مشهد شدم. ولي به محض ورود به اين شهر بزرگ در خروجي پايانه مسافربري خانم جواني را ديدم که روي صندلي نشسته بود. او خيره خيره به چشمانم نگاه مي کرد و مي خنديد. مي خواستم با عجله رد شوم اما شيطان بزک کرده فريبم داد و دوباره به چشمانش نگاه کردم . زن غريبه با لبخندي اشاره کرد که در کنارش بنشينم و من بدون آن که به عواقب اين خطاي بزرگ و هم چنين تعهدي که به همسرم دارم فکر کنم، با او هم سخن شدم . زن جوان با حرف هايش سرم را گرم کرد و مرا به خانه اي در حاشيه شهر کشاند. پس از چند دقيقه ۲ نفر که داخل اتاق پنهان شده بودند بيرون آمدند و با نشان دادن فيلمي گفتند از حضورت در اينجا فيلم گرفته ايم و قصد داريم تو را تحويل پليس بدهيم .خيلي ترسيده بودم و نمي توانستم حرف بزنم. آنها با تهديد و توسل به زور پول هايم که تمام سرمايه زندگي ام بود گرفتند و از آن خانه بيرونم کردند. من آدم بي لياقتي هستم و ديگر نمي توانم به چشمان معصوم همسرم که سجاده نمازش جمع نمي شود نگاه کنم!رئيس پليس آگاهي خراسان رضوي در اين باره به خراسان گفت: کارآگاهان عمليات ويژه پليس آگاهي با تحقيقات گسترده دريافتند که اعضاي يک باند در مسير مردان بوالهوس و ساده لوح قرار مي گيرند و با کشاندن طعمه هاي خود به خانه اي و تهيه فيلم، از آنان اخاذي مي کردند. سرهنگ ماشاءا... صادقي افزود: متهمان پرونده دستگير و تحقيقات در اين باره هم چنان ادامه دارد.
امیرحمزه سلاجقه دوشنبه 07 مهر 1393 نظرات () ادامه مطلب

ارسال نظر براي اين مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

آخرین مطالب ارسالی